آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - تاریخ فرشته - شکورى ابوالفضل
تاریخ فرشته
شکورى ابوالفضل
فقر تاريخى ما و ضرورت احياء متون تاريخى
افراد در اصلاح و آرايش سيماى خود از (آينه) بهره مى برند, و با آن زشتيها را از چهره خود دور مى كنند. جوامع بشرى نيز براى نگرش به سيماى حقيقى خود و اصلاح و آرايش و بهسازى آن به آينه ويژه اى نياز دارند كه با نگاه در آن, واقعيتّهاى موجود را لمس كنند و در زدايش و جبران كاستيها و ضعفها و سامان دادن نابسامانيها از وجود آن بهره ببرند; به يقين آن آينه (جامعه نما) چيزى جز تاريخ نيست.
(آينه تاريخ) مانند هر آينه ديگرى فقط زمانى قادر به نشان دادن واقعيتّها است كه به دور از گرد و غبار غرايض و اميال شخصى و گروهى بوده و از زنگارهاى دستكارى و تحريف به كلى بر كنار باشد. بديهى است كه پديد آوردن چنين آينه صيقل كارى شده و مصفّايى از تاريخ, نيازمند آن است كه نسلهاى متوالى يك امّت, بدون وقفه, تاريخ عصر خويش و گذشتگان را بشناسند و با كار گسترده در آن از به زوال گراييدن و متروك ماندنش جلو گيرى كنند.
چنان كه مى دانيم, امت بزرگ اسلام ـ كه اكنون بخش وسيعى از سطح اين كره خاكى را در اختيار خود دارد ـ از تاريخ پرفراز و نشيب و مايه دارى بر خوردار است كه اگر همه تجارب تاريخى آن به صورت واقعى نگارش مى يافت و مورد دقت و مطالعه قرار مى گرفت, اكنون مى توانست بدون نياز به تمهيدات فراوان, در حلّ مشكلات فكرى, فرهنگى, سياسى و اقتصادى خود با طاغيان جهانى, پشتوانه نيرومند مبارزات مستمرش باشد. لكن سوگمندانه بايد پذيرفت كه از موادّ و تجارب تاريخى موجود, هنوز آن آينه مطلوب ساخته و پرداخته نشده است و ما دچاربيمارى فرهنگى خطرناكى به نام (فقر تاريخى) هستيم.
فقر تاريخى ما بدين معناست كه اولاً تاريخ شكوهمند ما در همه موارد به گونه واقعى و به دور از غبار جعل و تحريف نگاشته نشده است. و ديگر اينكه متون نوشته شده تاريخى ما تاكنون مورد نقد و بررسى لازم قرار نگرفته است تا متون ارزشمند و شايسته از متون كم اعتبار و كم ارزش بازشناسى شوند.
براى جبران اين كمبودهاى تاريخى در شرايط كنونى به كارهاى علمى و عملى فراوان نياز هست كه از جمله آنها بازشناسى منابع و متون تاريخى قابل اعتماد و تحقيق علمى, احياء و نشر آن به شيوه جديد است. انجام چنين كارى در يك سطح گسترده مى تواند بخشى از فقر تاريخى ما را از بين برده و حلقه هاى ناشناخته و يا مفقوده تاريخ امت بزرگ اسلام را مكشوف ساخته و به هم پيوند دهد.
بنابراين, بازشناسى و احياء كتابها و متون تاريخى مسلمانان از جمله بايسته هاى پژوهشى با اهميتى است كه اقدام به آن هر چه ديرتر صورت بگيرد, آفات افزونترى را به دنبال دارد; و هرچه سريعتر انجام پذيرد, فوايد و گره گشاييهاى فكرى و عملى مؤثرترى در جامعه خواهد داشت.
از جمله اين متون تاريخى ارزشمند, كتاب پرحجم و مفصّلى به نام تاريخ فرشته است كه به زبان فارسى نوشته شده و دربردارنده گزارشهاى تاريخى در زمينه هاى پيدايش و گسترش اسلام در شبه قاره هند و شرح حال سلاطين, رجال و علماى مسلمان آن سرزمين بزرگ است كه اكنون به چند كشور جداگانه هند, پاكستان, بنگلادش و… تقسيم شده است. اين كتاب حوادث تلخ و شيرين دوره هاى اسلامى شبه قاره هند را با نثرى تقريباً به دور از تكلّف و به گونه مبسوط, روايت و بررسى كرده است. در اينجا به معرفى كتاب تاريخ فرشته مى پردازيم تا شايد از اين طريق, محققان سختكوشى پيدا شوند و به تحقيق و تطبيق و انتشار آن به شيوه جديد, همت گمارند. * آشنايى با تاريخ فرشته و اهميّت آن
تاريخ فرشته, عنوان كتابى است در خصوص تاريخ عمومى شبه قاره هند از غزنويان تا سال ١٠١٥ قمرى در دو مجلد كه شخصى به نام محمدبن قاسم هندوشاه استرابادى ملقبّ به (فرشته) در سال ١٠١٥ قمرى (١٦٠٦م) آن را نگاشته است.١
هندوشاه استرآبادى كه يك فرد ايرانى مقيم هند بوده اين كتاب را با اشاره و استعانت مالى يكى از سلاطين شيعى مذهب آن ديار از سلسله عادلشاهيان به نام ابراهيم عادل شاه ثانى به رشته نگارش آورده است و به همين دليل شخصاً نام آن را گلشن ابراهيمى گذاشته است.٢ لكن عنوان روى جلد نسخه چاپ سنگى و نيز شهرت عمومى آن به (تاريخ فرشته) است.
تاريخ فرشته از جهات متعددّ داراى اهميت و ارزش است و ضرورت تحقيق و تطبيق و انتشار آن به شيوه جديد و مطلوب را اقتضا مى كند كه اكنون به برخى از آن جهات مرجّحه اشاره مى كنيم:
١ـ اين كتاب از جمله متون نادرى است كه در شبه قاره هند ـ كه در طول تاريخ جوّ تعصب آلود سنّى گرى و ضدّ شيعى بر آن حاكم بوده است ـ توسط يك فرد شيعه, به گونه مفصل و جامع در تاريخ سلاطين مسلمان هند نوشته شده است. هندو شاه علاقه و ايمان خود به خاندان عترت و طهارت و بويژه مولا على ـ ع ـ را در مواردى از كتاب خود ابراز و اظهار داشته است; از جمله در مقدمه جلد اول آن در مقام مقايسه ارزش و اهميّت كتاب خود با ديگر مؤلفاتى كه تا آن زمان درباره تاريخ هند اسلامى نوشته شده بود, چنين مى نويسد:
(چون با حريفان سخنور كه از اين نسخه هاى نفيس در اين فن پرداخته اند و طيلسان كتمان بر سركشيده, بر بستر خواب فنا خوابيده اند, خود را مقابل آوردن و تأليف خويش ستايش كردن از راه و رسم ادب دور است, هر آينه مهر سكوت بر لب مى نهد, و بدين قدر گستاخى عَلَمِ جســـارت برمى افرازد كه نكته پروران معـــامله شناس دانند و شناسند كه اين نسخه را با مصنفات اكابر همان نسبت است كه كعبه را بـــا بيت المقــدس و على را با محمد ـ ص ـ ٣).
لكن ناشر چاپ سنگى آن در بمبئى به سال ١٢٨١ق تصرف نموده و سلام و تحيّت به (آل) را بعد از نام مقدس حضرت محمد ـ ص ـ حذف كرده است و به جاى (صلى الله عليه و آله و سلم), فقط (صل الله عليه و سلّم) نوشته است ٤.
٢ ـ مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى نيز تاريخ فرشته را از جمله مصنفات علماى شيعه شمرده و درباره آن نوشته است:
(تاريخ فرشته از آن محمّدبن قاسم هندوشاه استرآبادى ملقب به (فرشته) مى باشد. به زبان فارسى است و در زمينه تاريخ هند, مذاهب اهل آنجا و زندگينامه پادشاهان و دانشمندان آن سرزمين نگاشته است. اول آن چنين است:
پيش وجود همـه آيندگان
پيش بقاى همه پاينــدگان
اين كتاب مرتب بر يك مقدمه و دوازده مقاله و يك خاتمه است. در مقدمه آن كليّات مربوط به احوال هند و مذاهب هندوها و آغاز پذيرش اسلام توسط آنان مى باشد. و…
…اين كتاب را به نام سلطان ابراهيم عادلشاه نوشته است. بعد از سال ٩٩٨ هـ آن را آغاز و در سال ١٠١٥ق به پايان رسانيده است. اين كتاب در سال ١٢٨١ و نيز ١٢٩٠ با مقدمه اديب ملقب به موجد در بمبئى, مطبعه نولكشور به چاپ رسيده است.) ٥
٣ ـ على رغم اينكه تاريخ فرشته در يك محيط پر منازعه سنّى و شيعى توسط يك فرد شيعه نوشته شده است, در آن كوچكترين نشانه اى از تحريك تعصبات مذهبى و طرح مسائل تفرقه افكنانه بين مسلمانان ديده نمى شود, و اين خود يكى ديگر از محسنات كتاب تاريخ فرشته است. دليل در پيش گرفتن چنين روش پسنديده اى در اين كتاب شايد اين باشد كه ابن هندوشاه كتاب خود را در قلمرو حكومتى ابراهيم عادلشاه ثانى نوشته است, و ابراهيم عادلشاه ثانى ـ بر طبق آنچه نوشته اند ـ از جمله سلاطينى است كه در اين باره با واقع بينى برخورد مى كرده و از دامن زدن بر تفرقه مذهبى در بين مسلمانان پرهيز مى كرده است; هرچند كه خود شيعه بوده است. چنانكه نوشته اند: (در عصر ابراهيم دوّم (٩٩٨ ـ ١٠٣٧ق) حالت مسالمت آميز و بى تعصّب ترى ميان دو فرقه (شيعه و سنّى) برقرار گرديد.) ٦
٤ ـ خصوصيّت ديگر تاريخ فرشته در اين است كه اين كتاب چكيده همه كتابهاى كوچك و بزرگ و پراكنده مؤلفان قبل از خود را درباره هند اسلامى به شيوه مهذ ّبى گردآورى و تدوين كرده است كه اكنون دست يافتن به نسخه هاى آن تأليفات بسيار مشكل و شايد در برخى از موارد ناممكن باشد. او اهمّ منابع مورد استفاده خود را نيز در مقدمه كتابش آورده و چنين مى نويسد:
(بســـــــازم يكى بوستان بهشت
كــه خلدش ببينى بـا ردى بهشت
گلستــــنى آرايم از خوش سخـن
كـــــه هرگز نگردد زگردش كهن
(پس در گردآوردن كتب هند ساعى گشتم, و از اطراف و اكناف ممالك, بسيارى از نسخ بدست آوردم, و چون از آن ميان نسخه اى كه جامع حالات تمامى پادشاهان هندوستان باشد به نظر اين ذرّه حقير درنيامد, مگر تاريخ نظام الدين احمد بخشى, و آن هم از تحقيقات و معلومات بسيار كه علم فقير بدان احاطه داشت خالى و تهى بود, هر آينه ذوق تأليف و شوق تصنيف بيش از پيش شده, در مطالعه كتب متقدمين باقصى الغايه كوشيد, و خلاصه آن كنوز را كه مانند لئالى منثوره متفرق بود, به ترتيب خاص در يك سلك كشيده, برسم يادگارى در اين اسرار كه موسوم به (گلشن ابراهيمى) است, درج نموده, و ديباچه آن مجموعه را كه از اقليم تحقيق آمده بود و طيلسان تصديق بر دوش گرفته در سنه خمس و عشر و الف ١٠١٥ به نام نامى پادشاه عدالت پناه و معارف سپاه و… مزيّن ساخته و تحفه مجلس گرديد.)٧
سپس مؤلف منابع مورد استفاده خود را يكى پس از ديگر نام برده است.
٥ ـ امتياز ديگر اين كتاب اين است كه او با مهارت تمام در تاريخ, به جزئيات حوادث توجه كرده و رقابتهاى امرا, شاهزادگان و سلاطين مسلمان محلى هند و كشمكشهاى آنها را به طور مشروح نوشته است, و اينكه چگونه اين كشمكشها زمينه ورود استعمار غرب بويژه انگليس را به سرزمين اسلامى هند مهيا كرد.
با توجه به اينكه استعمار غرب نخستين ضربه كارى خود را بر پيكر جهان اسلام در شبه قاره هند زد و با استيلا بر آنجا فلاكتها و بدبختيهاى كنونى را بر جهان اسلام تحميل كرد و آنان را دچار سرنوشت غمبارى ساخت كه فوق آن متصور نيست, از اين رو اهميّت مطالعه رسمى و جدّى تاريخ هند در دوره اسلامى براى هر پژوهشگرى لازم و ضرورى است, و براى چنين بررسى و مطالعه اى تاريخ فرشته يكى از بهترين منابع است.
٦ ـ ذكر جزئيات مربوط به روابط خارجى ايران (دولت صفويان) و سلاطين مسلمان هند از ويژگى ديگر اين كتاب است كه براى خواننده ايرانى اهميت دارد و مشابه آن مطالب را گاهى در منابع ايرانى كمتر مى توان يافت. از اين نمونه است آنچه راجع به روابط سلاطين عادلشاهيان با سلاطين صفوى و ترويج و رسميّت بخشيدن به كلاه دوازده ترك قزلباشهاى صفوى در هند توسط اسماعيل عادل شاه و خطبه خواندن به نام شاه اسماعيل صفوى و ديگر سلاطين صفوى در نمازهاى جمعه هند كه به مدّت هفتاد سال ادامه داشته است. ٨
٧ ـ قطع نظر از آنچه گفته شد, تاريخ فرشته از نظر زبان و ادبيات فارسى نيز اهميّت دارد. اين كتاب نمونه زنده اى از نثر فارسى رايج در شبه قاره هند در اواخر سده دهم و اوايل سده يازدهم هجرى است و پر از اصطلاحات و تعابير ادارى, ديوانى و نظامى است كه در آن زمان در بين فارسى گويان رواج داشته و استخراج و تدوين مجموع آنها, خود منبع ارزشمندى در جهت تغذيه و تقويت زبان فارسى است.
ويژگيهايى كه براى اين كتاب برشمرديم, اهميّت و ارزش آن را مى رساند و مهر تأييدى است برارزندگى و شايستگى اين كتاب تا شايد توسط دانشمندان مورد توجه قرار گيرد و پس از تحقيق و مقابله نسخه هاى چاپى و خطى مختلف آن يك متن منقح و پاكيزه با حروف جديد و چشم نواز به جامعه كتاب خوانان فارسى زبان ارائه دهند.
البته ويژگيها و مزايايى كه بيان كرديم, به معنى آن نيست كه اين كتاب هيچ گونه نقصى ندارد; بلكه اين كتاب نيز مانند هر كتاب تاريخى ديگرى كه در حوزه سلطنت سلاطين غير متعبّد و باانگيزه مدد رسانى به آنان نوشته شده, داراى كاستيها و معايبى است; لكن با اين همه در ميان متون موجود, ارزش پرداختن را دارد كه از آن طريق اطلاعات منسجمى از تاريخ اسلام و مسلمانان در سرزمين باستانى و بزرگ هند ـ كه اكنون به چند كشور تقسيم شده است ـ به دست مى آيد, و در زندگى فرهنگى و سياسى امروز مسلمين مفيد واقع مى شود. در هرحال اكنون به معرّفى نسخه هاى چاپ سنگى و خطى آن مى پردازيم تا علاقه مندان به تحقيق و نشر آن اقدام كنند.* نسخه هاى چاپى و خطّى تاريخ فرشته
الف ـ نسخه هاى چاپى:
خانبابا مشار نسخه هاى چاپى و نيز ترجمه هاى كتاب تاريخ فرشته را چنين معرّفى كرده است:
(تاريخ فرشته, سلاطين و مشايخ هند)
محمد قاسم بن غلامعلى هندوشاه استرآبادى, باهتمام لرد انفنسين, ٢جلد, بمبئى, ١٨٣٢ م = ١٢٤٧ق,سنگى, ٧٣٠ « ٧٩٢ص.
١٢٩٠ق, سنگى
نول كشور, لكهنو, ١٨٦٣م = ١٢٨١ق, سنگى, وزيرى, ٣٧٦ « ٤٤٠ص.
١٨٨٣م = ١٣٠١ق, وزيرى, بزرگ, ٣٧٦ «٤٢٠ص.
ترجمه كامل كتاب بقلم جمس برگس در چهار جلد, لندن, ١٨٢٩م, سربى.
ترجمه كامل از روى چاپ لندن, كلكته, ١٩٠٠م.
ترجمه مقاله سوم بنام تاريخ دكن, بزبان انگليسى لندن, ١٨٨٦م, سربى.
كلكته ١٨٨٦م
ترجمه مقاله اول و دوم در ذكر سلاطين لاهور و دهلى بزبان انگليسى, لندن, ١٨٦٨م, سربى.
٢جلد, گانپور, ١٢٩٠ق, سنگى, ٣٧٦ « ٤٦٠ص.ب ـ نسخه هاى خطّى:
در كتاب فهرست نسخه هاى خطى فارسى موزه ملى پاكستان ـ كراچى, صفحه ٧٤٠, نوشته سيد عارف نوشاهى (چاپ مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان) درباره نسخه هاى خطى موجود تاريخ فرشته در موزه يادشده چنين آمده است:
گلشن ابراهيمى ــ تاريخ فرشته: از محمدبن قاسم هندوشاه استرابادى معروف به فرشته در سال ١٠١٥ق (١٦٠٦م) نگاشته است. تاريخ عمومى شبه قاره است از غزنويان تا ١٠١٥ق, در دو مجلد.
آغاز: (ج١): پيش وجود همه آيندگان ـ پيش بقاى همه پايندگان … چون بر حكم كنت كنزاً مخفيّا. (ج٢): حمد وثناى قادرى را كه از در الفاظ چهره عروس معنى آراست.
همان: ريو ١: ٢٢٥, نسخه هاى فارسى ٦ : ٤٦٨٣, تذكره مورخين ١٦٣.
N.M.١٩٦٥ ٨٧/١ :نستعليق, …
شاه جهان آبادى, ٢٠ ذى الحجه ١٢٠٧ق, سرلوح, جدولبند, عنوانها: شنگرف, دو مجلد, ٥٦٨«٥٥٢ ص, (موزه. ١: ٧٧ ـ ٧٨).
N.M.٤١٨شكسته, سده ١٣هـ , جدولبند, آغاز افتاده: مناظم رسالت بر طبق كلام معجز نظام, ٩٨٠ ص, ناقص الآخر. (موزه ١:٨١).
.١٩٧٠-٩-١٠. NM نستعليق, سده ١٣ق, عنوانها. شنگرف, جدولبند, دو مجلد, در آغاز فهرست مطالب دارد, ١٢«٦٧٤ ص, (موزه ١: ٧٩ ـ ٨٠).
پانوشتها:
١. ر.ك: فهرست نسخه هاى خطى فارسى موزه ملى پاكستان (كراچى), ص ٧٤٠, نگاشته سيد عارف نوشاهى, چاپ مركز تحقيقات فارسى ايران و پاكستان. و نيز ر.ك: تاريخ فرشته. ج١, ص٤, چاپ سنگى بمبئى, مطبعه نولكشور, ١٢٨١ق.
٢. ر.ك: تاريخ فرشته ج١, ص٤ (مقدمه) و ٢٧٣ (مقدمه مقاله سوّم در ذكر سلاطين دكن), چــاپ سـنگى بمبئى, مطبعه نولكشور, توسط موجد, سال١٢٨١ ق.
٣. تاريخ فرشته, ج١, ص٤.
٤. به عنوان نمونه, ر.ك: تاريخ فرشته, ج٢, ص ٢٤.٢٠.
٥. الذريعة الى تصانيف الشيعة. (چاپ بيروت, دار الاضواء).ج٣, ص ٣ ـ ٢٧٢.
٦. عزيز احمد. تاريخ تفكر اسلامى در هند. ترجمه نقى لطفى ـ محمد جعفر ياحقى. (تهران, انتشارات كيهان, ١٣٦٧).
٧. تاريخ فرشته. ج١, ص ٤.
٨. ر.ك: تاريخ فرشته ج٢, صفحات ١٤, ١٨, ١٩.